مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

84

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

قتل عبداللّه بن يقطر « 1 » نزد سيره نويسان مشهور اين است « 2 » كه امام حسين ( ع ) پس از خروج از مكّه عبداللّه بن يقطر را نزد مسلم بن عقيل فرستاد . چون مسلم نوشته بود كه مردم اجتماع كرده‌اند و از امام خواسته بود كه به سوى كوفه بيايد . اما عبداللّه در قادسيه به وسيلهء حصين بن نمير « 3 » ( يا ابن تميم ) « 4 » دستگير شد . در اينجا دو روايت است كه نشان مىدهد عبداللّه فرستاده مسلم به سوى امام ( ع ) بود و يكى از مأموران حصين بن نمير به نام مالك بن يربوع تميمى او را در بيرون كوفه دستگير كرد . تفصيل داستان بر اساس روايت كتاب تسلية المجالس چنين است : « در حالى كه عبيداللّه زياد با يارانش دربارهء عيادت هانى صحبت مىكرد ، « 5 » يكى از يارانش به نام مالك بن يربوع تميمى نزد وى آمد و گفت : خداوند كار امير را راست گرداند . من در بيرون كوفه با اسبم جولان مىدادم كه ديدم مردى با شتاب از كوفه به سوى صحرا مىرود . او را نشناختم ، خود را به او رساندم و وضعيتش را جويا شدم ؛ و او گفت كه از اهل مدينه است ! از اسب پياده شدم و او را بازديد كردم و همراهش اين نامه را يافتم . ابن زياد نامه را گرفت و باز كرد . متن نامه چنين بود : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، به حسين بن على ، امّا بعد ، به اطلاع مىرسانم كه بيست و چند هزار از مردان كوفه با شما بيعت كرده‌اند . چون نامه‌ام به شما رسيد بىدرنگ بشتاب كه مردم همه با شمايند و تمايلى به يزيد ندارند . . . . ابن زياد گفت : مردى كه نامه را با او يافتى كجا است ؟ گفت : بر در خانه است . گفت : او را نزد من بياوريد .

--> ( 1 ) - عبداللّه بن يقطر حميرى ؛ زندگينامهء وى در جلد دوم اين پژوهش گذشت . ( 2 ) - ر . ك . ابصار العين ، ص 93 . ( 3 ) - ر . ك : الارشاد ، ص 203 . ( 4 ) - ر . ك : ابصار العين ، ص 93 . ( 5 ) - بنا به روايت مناقب آل ابىطالب ( ج 4 ، ص 94 ) ، ابن زياد پس از عيادت شريك در خانهء هانى وداستانى كه براى قتل وى پيش آمده بيرون آمد . چود وارد كاخ شد ، مالك بن يربوع تميمى نامه‌اى آورد ، كه آن را از دست عبيداللّه بن يقطر گرفته بود . در نامه آمده بود : « . . . امّا بعد بدانيد كه اين تعداد اهل كوفه با شما بيعت كرده‌اند ، چون نامه‌ام به شما رسيد . . . »